ابن شهرآشوب در مناقب و قطب راوندى در خرائج از مفضّل بن عمر روايت كردند كه: «با أبى عبدالله جعفر
بن محمّد (عليه السلام) مىرفتيم، به زنى برخورديم كه گاوى مرده در مقابلش بود، و آن زن و كودكانش
گريه مىكردند. آن حضرت از سبب گريه آن زن و طفلانش پرسيد. گفت: اين حيوان وسيله معيشت من و
طفلانم بود، و اكنون در كار خود متحيّرم كه چه كنم؟ فرمود: مىخواهى خدا او را براى تو زنده كند؟ آن زن
گفت: آيا با اين مصيبت مرا مسخره مىكنى؟ دعائى خواند و پاى خود را به آن حيوان زد، گاو به سرعت
سرپا ايستاد، آن زن گفت: به پروردگار كعبه، او عيسى بن مريم است. آن حضرت به ميان مردم رفت تا
كسى او را نشناسد.
كسى كه از قدمش اعجاز نـفس عيسى ظاهر مىشود و نـفسش حيات ابد به آدميت مىبخشد و
مذهبش صراط مستقيمى است كه انبيا و مرسلين و شهدا و صدّيقين و عباد الله الصّالحين به آن
متنعمند، روز شهادتش روز مصيبت اسلام و مسلمين است. وظيفه كسانى كه مشرف به شرف مذهب
جعفرى هستند آن است كه در روز شهادت آن حضرت به پا خيزند، و در هيئات عزادارى به شوق زيارت آن
قبر ويرانه كه كنز مخفى خدا در آن آرميده، بر سر و سينه زنند و به نالههاى جانسوز به ياد آن امام مظلوم
و پيكر مسموم و مرقد مهدوم، مشمول دعاى آن حضرت شوند كه فرمود: اللّهم ارحم الصّرخة التى كانت
لنا.
خوشا به حال آن دستههاى عزادارى كه با آن نالهها، به دعاى او رحمتى نصيبشان شود كه خداوند متعال
فرمود: «و رحمة ربّك خير ممّا يجمعون». «فعلى الأطائب من اهل بيت محمد وعلي صلي الله عليهما و
الهما فليبك الباكون». انا لله و انا اليه راجعون.
در روايات متعددي، موضوع تسلط يهود بر سرزمينهاي اسلامي و حوادث پس از آن پيشگويي شده
است كه در اينجا به مناسبت حوادث جاري در منطقه به دو مورد از آنها اشاره ميكنيم:
در روايتي كه از اميرمؤمنان(علیه السّلام) نقل شده است در اين زمينه چنين آمده است:
يهود براي تشكيل دولت خود در فلسطين، از غرب [ به منطقه عربي خاور ميانه] خواهند آمد.
عرضه داشتند: يا اباالحسن! پس عربها در آن موقع كجا خواهند بود؟
فرمود: در آن زمان عربها نيروهايشان از هم پاشيده و ارتباط آنها از هم گسيخته، و متّحد و هماهنگ
نيستند.
از آن حضرت سؤال شد: آيا اين بلا و گرفتاري طولاني خواهد بود؟
فرمود: نه، تا زماني كه عربها زمام امور خودشان را از نفوذ ديگران رها ساخته و تصميمهاي جدّي آنان
دوباره تجديد شود آنگاه سرزمين فلسطين به دست آنها فتح خواهد شد، و عربها پيروز و متّحد خواهند
گرديد، ونيروهاي كمكي از [طريق] سرزمين عراق به آنان خواهد رسيد كه بر روي پرچمهايشان نوشته
شده است: «القوّة»۱. عربها و ساير مسلمانان همگي مشتركاً براي نجات فلسطين قيام خواهند كرد
[و با يهوديان خواهند جنگيد] و چه جنگ بسيار سختي كه در وقت مقابله با يكديگر در بخش عظيمي از
دريا روي خواهد داد كه در اثر آن مردمان در خون شناور شده و افراد مجروح بر روي اجساد كشتهها عبور
كنند.
آنگاه فرمود:
و عربها سه بار با يهود ميجنگند، و در مرحلة چهارم كه خداوند ثبات قدم و ايمان و صداقت آنها را
دانست هماي پيروزي بر سرشان سايه ميافكند.
بعد از آن فرمود:
به خداي بزرگ سوگند كه يهوديان مانند گوسفند كشته ميشوند تا جايي كه حتّي يك نفر يهودي هم در
فلسطين باقي نخواهد ماند.۲
آن حضرت در روايتي ديگر كه «عبايد اسدي» آن را نقل كرده است، ميفرمايد:
من در آينده در مصر منبري روشنيبخش بنيان خواهم نمود ...، و يهود و نصاري را از سرزمين هاي عرب
بيرون خواهم راند، و عرب را با اين عصاي خود [به طرف حق] سوق خواهم داد.
عبايه ميگويد: من عرض كردم: يا امير المؤمنين! گويي شما خبر ميدهيد كه بعد از مردن بار ديگر زنده
ميشويد و اين كارها را انجام ميدهيد!
فرمود:
هيهات اي عبايه! مقصود من از اين سخنان آن گونه كه تو خيال كردي نيست؛ مردي از دودمان من اينها را
انجام خواهد داد.۳
با اميد به آنكه به زودي با ظهور امام مهدي(علیه السّلام) شاهد نابودي صهيونيسم متجاوز و آزادي كامل
سرزمين فلسطين و قدس شريف باشيم.
پى نوشت ها :
۱. ظاهرا اشاره به آيه «و أعدّوا لهم ما استطعتم من قوّه» (سورة انفال(8)، آية 60) باشد.
۲. عقائد الاماميه، ج1، ص270؛ به نقل از هاشمي شهيدي، سيداسداله، ظهور حضرت مهدي(علیه السّلام) از ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، ص .
۳. بحارالانوار، ج53، ص59؛ معاني الاخبار، ص407؛ به نقل از همان، ص .
منبع: ماه نامه موعود - شماره۶۶
ترجیح میدهم در خیابان با کفش هایم قدم بزنم و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد بنشینم و به کفش هایم بیندیشم
روزه گرفتن، بدون باز داشتن چشم و گوش و زبان از خطا و لغزش، فقط گرسنگى
كشیدن است و بس!
باید پس از گذراندن هوا و هوس در كوره «استقامت»، با پتك سنگین «نه»، سر
شیطان نفس را كوبید!
آن گاه، دل را صیقل و با آب «توبه» شستشو داد؛ تا همچون آینه، نور حق بر آن بتابد و
صفات عالیه در آن انعكاس یابد ...
رمضان، ماه نزول قرآن، ماه نزول «فرشتهها» و «روح»بار دیگر از راه رسید . دوباره
سفره ضیافت الهى گسترده شد و پرهیزكاران به مهمانى خدا دعوت شدند! در این
ماه اگر تمامى اعضاء و جوارح روزه باشد؛
حتى خوابیدن و نفس كشیدن نیز عبادت و تسبیح است .
ماه غلبه برشیطان درون و بیرون و بى اعتنا شدن و بى توجهى به ظواهر فریبندهاى
است كه كمترین توجه به آنان، نورانیت درون را خاموش مىكند! ...
ماهى است كه در شبهاى قدر آن باید، «دفترچه بیمه» زندگى را به مُهر «تمدید
اعتبار» امام زمان (عج) ممهور ساخت؛ زیرا در غیر این صورت، دیگر تحت پوشش
ولایت نخواهیم بود!
«رمضان، ماهى است كه ابتدایش رحمت، میانهاش مغفرت و پایانش آزادى از آتش
جهنم است.»
اگر دل، در این ماه، بهارى نشد؛ همیشه سال، پائیزى و سرد است .
سالكان، این ماه را به رفع تكلیف نمىگذرانند ... آن جا كه مىتوان با قطره اشكى در
نیمههاى شب، انبوه آتشى را خاموش كرد؛
آنجا كه فرشتگان، به نزدیكترین مدار زمین رسیدهاند؛
آنجا كه شیاطین در «بند» هستند؛
آنجا كه درهاى جهنم بسته است، درهاى رحمتباز؛
و ... آنجا كه روزه سپر است از آتش!
چرا غفلت؟!
حال كه «ایاما معدودات»، بهترین فرصتبراى تزكیه نفس و «لعلكم تتقون»شدن
است،چرا كسالت و تنبلى؟!
باید از لحظه لحظه این ماه استفاده كرد و از روزها و شبهایش بهرهها گرفت؛ تا
موفق به دریافت «كارنامه قبولى» شد!
و باید قدر شبهاى «قدر» را دانست؛ بخشنده مهربان منتظر است تا «یا رب»
بخشش خواهان را بشنود:
شب خیز كه عاشقان به شب راز كنند گِرد در و بام دوست پرواز كنند
هر جا كه درى بود، به شب مىبندند الا در دوست را كه شب باز كنند
و آنان كه عمر خود را صرف اطاعت از دستورات الهى كردهاند، به همه شبهاى ماه
رمضان توجه دارند و مىگویند:
هر شب، شب قدر است، اگر قدر بدانى! ...
جمعیت از خود بیخود شده است. چراغها خاموش است. در تاریكى صداى گریه و ناله از هر سو
برمىخیزد. انگار اینها همان انسانهایى نیستند كه ساعتى پیش در كوچه و خیابان راه مىرفتند از
بقالى و لبنیاتى و نانوایى خرید مىكردند، گاهى بر هم اخم مىكردند و از یكدیگر دلگیر مىشدند. پیش
خود هزار جور حساب و كتاب داشتند. انگار اینها از یك سیاره دیگر آمدهاند، از سیاره عشق و دوستى؛ از
سیاره دلهاى نرم و آماده. از سیارهاى كه در آن كسى به فكر مزه خورشتى كه با نان فردا شب خواهد
خورد نیست. آنجا دیگر كسى به فكر بزرگى و كوچگى خانه، زیبایى و زرق و برق اتومبیل و لباس، تفاخر و
رفاه و دنیاطلبى نیست. اینها از كجا آمدهاند كه اینطور ضجه مىزنند. اینگونه از خود بیخود مىشوند.
شانه به شانه هم مىنشینند و تكانهاى شانه یكدیگر را حس مىكنند. اینها از كجا آمدهاند كه فضاى
خاموش مصلى را با امواج آسمانى و عرشى خود به فضایى سرشار از نفس فرشتگان تبدیل كرده
است.
صداى آرام بخش مجرى مراسم، فریادها را به سكوت مبدل مىكند: گوش كن امشب فرض كن اینجا
تنهایى، فرض كن هیچ كس جز تو نیست. تنهاى تنها. فرض كن در تنهایى قبر و در تاریكى قبر به خودت
آمدى، یك عمر معصیت كردن، یك عمر خلاف اوامر الهى رفتار كردن، یك عمر جواب محبتهاى او را با بى
اعتنایى دادن تمام شده است. حالا آوردنت اینجا در آرامگاه ابدى، جایى كه هیچ برگشتى نیست، هیچ
فریادرسى نیست. جایى كه تو هستى و نتیجه اعمال تو كه به صورت مار و مور و عقرب به جانت
مىافتد. این تاریكى، همان تاریكى شب قبر است. فكر كن كه عذابهاى الهى در راه هستند. تو را به
جان على (علیه السلام) كه امشب فرقش در محراب شكافته مىشود! این محیط را فراموش كن.
حالا یك نفر از تو مىپرسد شبهاى قدر چه كردى؟ از شبهاى قدر چه توشهاى برداشتى؟ وقتى درهاى
رحمت به رویت باز بود، چرا استفاده نكردى؟ خدایا من امشب آمدهام كه بگویم اشتباه كردم. آمدهام
بگویم نفهمیدم، نمىخواستم با توى مهربان، مخالفت كنم. خدایا اگر قرار است امشب مرا نیامرزى،
همین الان مرا از دنیا ببر. حالا قرآنها را روى سر بگیرید. قرآن خیلى عزیزه. قرآن را روى سرهاى خود
بگیرید و در تاریكى قبر فریاد بزنید: الهى بك یا الله ...
صداى جمعیت یك بار دیگر اوج مىگیرد هیچ كس حال خود را نمىفهمد. هیچ كس به فكر وضع ظاهرى
خود نیست. گویا در این جمعیت هر كس در خلوت خود ناله مىكند؛ گویى هر كس از بدى اعمال خود
ضجه مىزند.
این جمله را هم گوش كن: تو را به جان آقایى كه مرغابىهاى خانه دخترش هم براى او اشك مىریختند،
گوش كن. مىخواهم در همین حالى كه دارى یك دعا بخوانم. خدایا اگر امشب در سرنوشت یك ساله ما
مقدر كردى كه این آخرین شب قدرى باشد كه آن را درك مىكنیم، خدایا كارى كن كه امشب، شب
آمرزش ما باشد. شب بخشیده شدن گناهان ما باشد.
صداى آمیخته با گریه مداح در میان فریادهاى حاضران گم مىشود. مراسم شب نوزدهم پایان یافته
است. چراغها روشن مىشود، چهرهها هنوز اشكآلود است. جمعیت به آرامى از فضاى مصلى خارج
مىشوند.
براى گفت و گو جوان هجده سالهاى را انتخاب مىكنم كه با شلوار لى و بلوز نوشتهدارى كه بر تن دارد،
كاملا شبیه جوانهاى امروزى است؛ همانها كه بعضىها اصلا انتظار دیدنشان را در چنین جاهایى
ندارند. او را از وقتى كه با نالههاى دلخراشش، در تاریكى مصلى بر سر و رو خود مىزد، نشانه كرده
بودم. چند قدمى به دنبالش مىروم كاملا از فضاى مصلى خارج شدیم. دو سه قدم در كنارش برمىدارم
و هنگامى كه توجهش جلب مىشود، مىگویم:
- قبول باشه، مراسم با حالى بود. .
- سرى تكان مىدهد، به علامت تایید و مىخواهد در سكوت، راهش را ادامه دهد كه باز مىگویم بچه
كدام محلهاى؟ با كنجكاوى نگاهم مىكند، نگاهش آن چنان نافذ است كه بیش از آن نمىتوانم مقاومت
كنم و ناگهان ماجراى تهیه گزارش را مىگویم. با تعجب گوش مىكند. مثل این كه اولین بارى است كه در
چنین موقعیتى قرار مىگیرد. شاید هم اصلا انتظارش را نداشته كه در چنین جایى مورد نظرخواهى قرار
بگیرد. اما هر چه هست، انگار با خودش كنار مىآید كه چند كلمهاى از احساسش در شب قدر صحبت
كند:
«امشب چشم من به روى چیزهایى باز شد كه پیش از این نمىدیدم، اگر هم جسته و گریخته، گاهى
كسى در این مورد حرفى مىزد، برایم خیلى مهم نبود. اما حالا حس مىكنم سبك شدهام، حس
مىكنم پاك شدهام، حالا من هم مىتوانم او را صدا بزنم.»
منبع:مجله دیدار آشنا
سلام بر لحظههایی که تو را آوردند!
سلام بر لبهای رسول اللّه که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت و نام یگانهات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!
سلام بر لبخند سرافراز علی علیهالسلام ، که در طلوع تو اتفاق افتاد!
سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!
سلام بر تو، شباهتِ بیشائبه محمدی!
سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاست.
تا خدا هست و خدايي مي کند، مجتبي مشکل گشايي مي کند.
مهماني حق چه باصفا شد
ميلاد امام مجتبي شد
(اين عيد بر عاشقان مبارک)
ماه رحمت، سفره اش گسترده شد
زنده از فيضش جهان مرده شد
آسمان پرگشته از شادي و شور
آمده از لطف حق ميلاد نور
ميلاد حسن(ع) خسرو دين است امشب
شادي و سرور مؤمنين است امشب
از يمن قدوم مجتبي(ع) طاعت ما
مقبول خداوند مبين است امشب
ميلاد نور، در نيمه ي ماه نور، بر عاشقان نور مبارکباد.
شمس عفت زگريبان، قمر آورده برون
نخله ي فاطمه، اول ثمر آورده برون
بوالحسن را حسني داده خداوند و حسن
از افق، رخ پي اهل نظر آورده برون
آمد آن ماه که ماه رمضان کرد دو نيم
چون نبي معجز شق القمر آورده برون
ولادت باسعادت کريم اهل بيت، امام حسن مجتبي(علیه السلام) مبارک
دوش بر گوشم رسيد اين مژده از جان آفرينم
کايد از ره آن نگار دلنواز و نازنينم
گفتم اي مه از کدامين آسمان باشي؟ بگفتا
شمس ايوان ولايت، عُروَة الوثقاي دينم
من همان ماه تمامم، جلوه ي ماه صيامم
شاهد صلح و قيامم، وجه رب العالمينم
طاعات قبول*عيدتون مبارک
آمده نوگل ولا / روح و روان مصطفي / نور دو چشم مرتضي
فروغ چشم من رسد / زينت انجمن رسد / حسن رسد، حسن رسد
شاه جوانان جهان/ امام جمله انس و جان / قدم گذارد به جهان
ز مقدم او، زمين چو گلشن، بگو به زهرا، چشم تو روشن
روزه داران به رهش جان و دل ایثار کنید
امشب از جام تولای وی افطار کنید
میلاد کریم اهل بیت مبارک
امام حسن: بهترین نیکویی، اخلاق نیکو است. میلادش مبارك
بنگر به مرتضی که در این ماه روزه را
با بوسه از لب پسر افطار می کند
امشب خوان ماه رمضان به یمن قدوم کریم اهل بیت گسترده تر است. هوشیار باشید که بی نصیب از کنارش نگذرید.
با عشق حسن(ع) من به جهان ناز کنم
افطارمو با نام حسن باز کنم
صد شکر که درک شب قدر رمضان
با جشن ولادتش آغاز کنم
در جود و کرم دست خدا هست حسن(ع)
دست همه را وقت عطا بست حسن(ع)
نومید نگردد کسی از درگه او
زیرا که کریم اهل بیت است حسن(ع)
تو مگو ما را بدان شه بار نیست
با کریمان کارها دشوار نیست
میلاد امام حسن(ع) مبارك
جان به جانان عرض کردن عاشقان را عار نیست
مفلسان را با کریمان کارها دشوار نیست
میلاد امام حسن(ع) مبارك
نیمه ماه مبارک بس شرافت دارد امشب
چون خدا بر بندگان خود عنایت دارد امشب
جشن میلاد حسن(ع) در عرش اعلا گشته بر پا
زین سبب بر لیلة الاسرا شباهت دارد امشب
می خواست تا چشم و چراغ دین، شما باشی
بعد از علی میراث دار مصطفی باشی
مثل نسیمی مهربان و مثل باران، سبز
آمیزه ای از رحمت و جود و سخا باشی ميلاد کريم اهل بيت(ع) مبارک.
هر طرف می گذرم بانگ طرب می شنوم
زآنکه میلاد حسن، نور دل بوالحسن است
از حریم فاطمه در نیمه ماه صیام
چهره ماه حسن تابید با وجه حسن
نیمه ماه است؛ ماهی که درهای رحمت بر روی جهانیان گشوده شده است.
خدایا! به «کریم اهل بیت» سوگند، سایه کرامت خویش را از ما دریغ مدار!
از بزرگواری کریم اهل بیت علیهالسلام به دور است که هنگام نیاز و حاجت کسی، کرامت خویش بپوشاند و در انعام و اکرام به او بخل ورزد.
پس دست التماس ما و دامان کریمانه او!
پانزده روز ریاضت را در این ماه طاعت، یک نفس دویدهایم تا در بشارت ولادت او، مژده عشق بشنویم و مژدگانی مهر بگیریم.
او که از اشراق مهربانیها طلوع کرده و در بستر بخشندگی، دامن گسترده است.
او که در اولین تصویر زمینیاش، تبسمی شیرین به آینه نگاه پدر و مادر هدیه داده است.
او که اولین نواده نبوت است و نخستین زاده امامت.
از نسل نور است و زاده خورشید، از تبار هدایت است و قافلهسالار مهر و امید.
ماه دلآرای نیمه رمضان را، پانزده روز است به انتظار نشستهایم و به کرامت و مهربانیاش محتاجیم!
چقدر این دستان زخمخورده، به دستگیری کریم اهلبیت محتاج است!
میخواست تا چشم و چراغ دین، شما باشی
بعد از علی میراثدار مصطفی باشی
مثل نسیمی مهربان و مثل باران، سبز
آمیزهای از رحمت و جود و سخا باشی
حضرت رسول(ص) فرمودند: هر که حسن(ع) و حسین(ع) را دوست بدارد، مرا دوست داشته، و هرکه ایشان را دشمن بدارد، مرا دشمن دانسته است.
حسن ای لعل لبت آب حیات
حسن ای مظهر حُسن و بَرکات
حسن ای جلوه نور اَزَلی
شه دارین، ولیّ بن ولی
حسن ای مظهر اسماء خدا
حسن ای زیب ده عرش علا
دین و قرآن زتو پاینده شده
از تو احکام خدا زنده شده
مظهر نور و صفات کبریایی ای حسن
علت پیدایش ارض و سمائی ای حسن
قدسیان را سیّد و سالار و یار و سروری
خاکیان را مُلتجا و رهنمایی ای حسن
تو گل مینویی و ریحانه باغ بهشت
از جلالت عرش را، زینت فزایی ای حسن
خو حَسن، طینت حسن، ظاهر حسن، باطن حسن
در حقیقت رحمت بیمنتهایی ای حسن
قد حسن، قامت حسن، صورت حسن، سیرت حسن
حَبَّذا آینه ایزد نمایی ای حسن
نیمه ماه مبارک بس شرافت دارد امشب
چون خدا بر بندگان خود عنایت دارد امشب
آسمان سطح زمین را عطر و عنبر بیز کرده
لاجرم با روضه رضوان شباهت دارد امشب
رحمت بیمنتهای دوست میبارد به عالم
بس که خیر و برکت و فیض و سعادت دارد امشب
این شب قدر است یا روز وصال قرب یزدان
بر شب قدر از شرف آری فضیلت دارد امشب
جشن میلاد حسن در عرش اعلا گشته برپا
زین سبب بر لیلةالاسرا شباهت دارد امشب
سیّد خیل جوانان بهشت آمد به دنیا
مرحبا بر سایر شبها سیادت دارد امشب
حق عطا کرده زکوثر گوهری مر بندگان را
زین عطا بر بندگان خویش منت دارد امشب

ماه مبارک آمد، اي دوستان بشارت
کز سوي دوست ما را هر دم رسد اشارت
آمد نويد رحمت، اي دل ز خواب برخيز
باشد که باقي عمر، جبران شود خسارت
****
امام صادق(علیه السلام):
خواب روزه دار عبادت،
خاموشي او تسبيح،
عمل وي پذيرفته شده
و دعاي او مستجاب است."
****
آمد رمضان هست دعا را اثری
دارد دل من شور و نوای دگری
ما بنده عاصی و گنهكار توییم
ای داور بخشنده بما كن نظری
****
در سال، يک ماه است که خدا بيشتر از هميشه دنبال دوست مي گردد، آيا تو دوست او نيستي؟
****
کاش در اين رمضان لايق ديدار شوم
سحري با نظر لطف تو بيدار شوم
کاش منت بگذاري به سرم مهدي جان
تا که همسفره تو لحظه افطار شوم
****
ماه رمضان شد، مى و ميخانه بر افتاد
عشق و طرب و باده، به وقت سحر افتاد
افطار به مى كرد برم پير خرابات
گفتم كه تو را روزه، به برگ و ثمر افتاد
با باده، وضو گير كه در مذهب رندان
در حضرت حق اين عملت بارور افتاد
****
بهر ايام دگر چون افسر است
ماه گشتن ، سير كردن در وجود
با تعبد ، با تهجد ، با سجود
روزه يعني نفس خود پاك كن
قلب ابليس درونت چاك كن
را ه پرواز است سوي آسمان
ماه گرديدن بسان عاشقان
روزه هنگام سوال است و دعا
پر زدن با بال همت تا خدا
شهر يكرنگي و بي آلايشي
ماه تقصير و گنه فرسايشي
عاشقان معشوق خود پيدا كنند
تا سحر در گوش او نجوا كنند
درد خود گويند با درمان خويش
با طبيب و يا انيس جان خويش
فاش راز و گفته هاي خود كنند
ذكر سر و غصه هاي خود كنند
روزه رسوا كردن شيطان دون
پاك گشتن چون شهيد غرقه خون
فصل پاكي درون ما بود
نا اميد از دام انسان مي شود
****
روزه ، تمرين كلاس زندگي
درس ايثار و خلوص و بندگي
روزه ، زنجير هوا گسستن است
ديو و بت هاي درون بشكستن است
ماه در خودنگري و خودكاوشي
لب فرو بستن ، نگفتن ، خاموشي
درك مسكين از دل و جان كردن است
زندگي همچون فقيران كردن است
قهرمان صحنه تقوا شدن
همچو ماهي زنده دريا شدن
ماه ميهمان وضيافت برخدا
جام بخشش ، ماه سرشار ازعطا
روزه ، پرواز و عروجي ديگر است
****
مارا به دعا کاش نسازند فراموش
رندان سحرخیز که صاحب نفسانند
فرا رسیدن ماه مبارک رمضان بر شما مبارک
****
رمضان آمد و روان بگذشت
بود ماهي به يک زمان بگذشت
شب قدري به عارفان بنمود
اين معاني از آن بيان بگذشت
****
السلام عليک يا شهر الله الاکبر و يا عيد اوليائه
در ماه پر خير و برکت رمضان برايتان قبولي طاعات و عبادات را آرزومندم.
التماس دعا
|
|
در رساله حقوق، امام سجاد علیهالسلام حقوق افعالی را برای انسان میشمرد، وقتی به روزه میرسد
و حقی که روزه، این فریضه الهی از انسان متعهد و مسؤول دارد، اینگونه بیان میفرماید:
«و اما حق الصوم فان تعلم انه حجاب ضربه الله علی لسانک و سمعک و بصرک و فرجک و بطنک لیسترک
به من النار. و هکذا جاء فی الحدیث: «الصوم جنة من النار» فان سکنت اطرافک فی حجبتها رجوت ان
تکون محجوبا و ان انت ترکتها تضطرب فی حجابها و ترفع جنبات الحجاب فتطلع الی ما لیس لها بالنظرة
الداعیة للشهوة و القوة الخارجة عن حد التقیة لله لم تامن ان تخرق الحجاب و تخرج منه، و لا قوة الا
بالله»
اما حق روزه آن است که بدانی این پردهای است که خداوند در برابر زبان، گوش، چشم، فرج،
و شکمت آویخته تا تو را از آتش بپوشاند، چنان که در حدیث آمده «روزه سپر آتش است» ، اگر
اعضای خود را در پس این پرده نگاه داری (و آنها را از گناه حفظ کنی) امید است (از عذاب)
محجوب و محفوظ باشی و اگر اعضاء پشت پرده آرام نگیرد، و گوشه و کنار آن بالا رود، و
عضوها برای تجاوز از حدود سرکشد، چشم نگاه شهوت انگیز کند، نیروها که باید برای حفظ
بدن بکار رود به راه دیگر مصرف شود، ممکن است، پرده پاره گشته بدن بیرون افتد (و طعمه
آتش گردد) و لا قوة الا بالله، بلی روزه صحیح، سند شرافت، و معیار هوش، و نیروی اراده
انسان است، از این جهت میتوان کند ذهنی و ضعف اراده را متضاد با روزه دانست.

سخنان پيامبر (ص) درباره ماه مبارك رمضان در اواخر ماه شعبان
سيد قدس سره در «اقبال» از كتاب «بشارة المصطفي لشيعة المرتضي» با استناد آن به «حسن بن علي بن فضال» از امام رضا از پدرانش، از اميرالمؤمنين – درود و سلام بر آنان – روايت نموده كه كه حضرت فرمودند: رسول خدا (ص) روزي براي ما سخنراني نمود و فرمود:
«مردم! ماه خدا با بركت و رحمت و بخشش گناهان نزديك است؛ ماهي كه نزد خدا برترين شبها و ساعتهاي آن بهترين ساعتهاست؛ ماهي است كه در آن به ميهماني خدا دعوت شده و شما را در اين ماه از كساني قرار داده اند كه شايسته كرامت خدا هستند. نفس كشيدن شما در آن تسبيح و خوابيدنتان در ان عبادت و عمل شما در آن مقبول و دعاي شما در آن مستحبات است. پس با نيتهايي راست، و دلهايي پاك از خدا بخواهيد شما را موفق به روزه آن، و خواندن كتابش نمايد. بدبخت كسي است كه از آمرزش خدا در اين ماه بزرگ محروم شود.
با تشنگي و گرسنگي خود در آن، گرسنگي و تشنگي روز قيامت را بياد آوريد. به فقيران خود صدقه بدهيد؛ بزرگان خود را در آن احترام كنيد؛ كوچكترها را مورد رحمت خود قرار دهيد و صله رحم بجا آوريد. زبانهاي خود را حفظ كرده، ديدگان خود را از آنچه نگاه به آن حلال نيست، نگهداريد. با يتيمان مردم مهرباني كنيد تا با يتيمان شما مهرباني شود. به درگاه خداوند از گناهان خود توبه كنيد. هنگام نماز دستهايتان را با دعا بطرف او بلند كنيد؛ زيرا اين وقت بهترين اوقات است و خداوند در آن هنگام با نظر رحمت به بندگانش نگاه كرده و هنگامي كه از او بخواهند و با او مناجات نمايند، جواب آنان را مي دهد. و اگر او را صدا بزنند، به آنان لبيك مي گويد. و اگر دعا كنند، دعايشان را مستجاب مي كند.
مردم! شما زنداني اعمال خود مي باشيد، با استغفار خود را آزاد كنيد. پشتهايتان را از گناه سنگين است با طولاني نمودن سجده هاي خود آن را سبك نماييد. بدانيد خداوند به عزت خود سوگند خورده است كه سجده كنندگان و نمازگزاران را عذاب نكند و در روزي كه مردم براي پروردگار جهانيان بر مي خيزند، آنان را با آتش نترساند.
مردم! كسي كه به مؤمن روزه داري افطار بدهد، ثواب آزاد كردن يك بنده و آمرزش گناهان گذشته خود را دارد. عرض كردند: رسول خدا! همه ما نمي توانيم اين كار را انجام دهيم. حضرت فرمودند: از آتش بپرهيزيد، گرچه با نيمدانه خرمايي. از آتش بپرهيزيد، گرچه با جرعه آبي.
مردم! هر كدام از شما كه اخلاق خود را در اين ماه اصلاح كند، روزي كه در صراط پاها مي لغزد، جوازي بر صراط خواهد داشت. و هر كدام از شما كه بر بنده و كنيز خود آسان بگيرد، خداوند در حساب بر او آسان خواهد گرفت؛ و كسي كه شر خود را در آن باز دارد، خداوند در روزي كه او را ببيند غضب خود را از او باز مي دارد. كسي كه يتيمي را بزرگ بدارد،خداوند در روزي كه او را ببيند او را بزرگ خواهد داشت؛ و كسي كه در اين ماه صله رحم كند، خداوند روزي كه او را ببيند او را به رحمت خود وصل مي كند. كسي كه در آن قطع رحم كند، خداوند روزي كه او را مي بيند رحمت خود را از او قطع خواهد نمود. و كسي كه يك نماز مستحبي بخواند خداوند براي او خلاصيي از آتش مي نويسد. و كسي كه عمل واجبي انجام دهد ثواب كسي كه هفتاد واحب را در ماهي غير از اين ماه انجام دهد، خواهد داشت. و كسي كه در اين ماه زياد بر من صلوات بفرستد، روزي كه ترازوها سبك است، خدواند ترازوي او را سنگين مي نمايد. و كسي كه يك آيه از قرآن بخواند، مانند پاداش كسي كه قرآن را در ماهي غير از اين ماه ختم كند، خواهد داشت.
مردم! درهاي بهشت در اين ماه باز است، از پروردگار خود بخواهيد آن را به روي شما نبندد؛ درهاي جهنم نيز بسته است از پروردگار خود بخواهيد آنان را بر شما مسلط نكند.
امير المؤمنين عليهم السلام فرمود: برخاستم و عرض كردم رسول خدا! برترين اعمال در اين ماه چيست؟ فرمودند: اباالحسن! برترين اعمال در اين ماه دوري گزيدن از حرامهاي خداي عزيز و بزرگ است. سپس گريه كرد. عرض كردم چرا گريه مي كني، رسول خدا! فرمود: علي! بخاطر حلال شمردن تو در اين ماه است؛ گويا با تو هستم و تو براي پروردگارت نماز مي خواني و بدبخت ترين اولين و آخرين، همانند «پي كنند شتر ثمود» ضربه اي به جلو سرت مي زند كه موي صورتت با آنان رنگين مي شود.
امير المؤمين عليهم السلام فرمود: عرض كردم: رسول خدا! آيا در آن حال دينم سالم است؟ فرمود: آري، دينت سالم است. سپس فرمود: علي! كسي كه تو را بكشد مرا كشته و كسي كه با تو دشمني كند با من دشمني نموده و كسي كه به تو ناسزا بگويد، به من ناسزا گفته، زيرا تو مانند نفس من هستي روح تو از روح من و سرشت تو از سرشت من است؛ خداي عزيز و بزرگ مرا آفريد؛ تو را نيز آفريد و مرا برگزيد! و تو را؛ خداي عزيز و بزرگ مرا آفريد؛ تو را نيز آفريد و مرا برگزيد! و تو را؛ من را براي پيامبري انتخاب نمود و تو را براي امامت اختيار كرد.
بنابراين كسي كه امامت تو را انكار كند پيامبري من را انكار كرده. علي! تو وصي من، پدر فرزندانم، همسر دخترم و جانشين من در ميان امتم در زندگي من و بعد از مرگ من هستي. امر تو امر من و نهي تو نهي من است. به كسي كه مرا به پيامبري برانگيخته و مرا بهترين مردم قرار داد، قسم مي خورد كه تو حجت خدا بر خلق او و امين او بر رازش، و جانشين او در ميان بندگانش مي باشي.»